تبليغاتX
ایستگاه اتوبوس - یه روز واقعا زمستانی
 
 
دیگه تقریبا نا امید شده بودم که برف بیاد اما وقتی ساعت ۸ از خواب بیدار شدم و  دیدم هوا برفیه ذوق زده شدم.

امروز با جمعی از دوستان رفتیم کلک چال . هوا به شدت برفی بود . یه اس ام اسی هست با این مضمون که  برف از آسمون خسته می شه زمستان بهانه اس. شایدم واقعا این طور باشه و برف از آسمون خسته شده بود!   نمی دونم .

رفت و برگشتمون حدودا ۴ ساعت طول کشید البته  تا بالای بالا که نرفتیم . دو بار هم سر خوردم. يكي از دوستان هم در اقدامي شگفت‌انگيز در حاليكه چشم همه‌مون گرد شده بود و  از ترس داشتيم مي‌مرديم يه كيسه از كيفش در آورد و  تقريبا بيش از نيمي از مسير رو سر خورد. فكر كنم خيلي بهش خوش گذشت.

دو سوممون خبرنگار بودیم و امروز هم می شد  روز تعطیل

عكس تزئيني است

نكته قابل توجه در اين كوه‌پيمايي كه اصلا با انگيزه ورزش و تندرستي صورت نگرفته بود چرا كه در تمام مسير مشغول خوردن انواع و اقسام هله و هوله بوده و  از به همراه نداشتن تجهيزات كوهنوردي در رنج، اين بود كه اگه الان يكي تو همون اوايل مسير دچار مشكلي بشه و خداي نكرده سقوط كنه چه كسي به دادش مي‌رسه؟  تا دو ساعت صعود هيچ اثري از ابتدايي‌ترين وسايل امدادي نبود البته سازمان ‌هاي امدادي پيش از اين گفتن بودجه نداريم براي تاسيس پايگاه امداد كوهستان. فكر مي كنم در حال حاضر ۴ پايگاه امدادي تو كل ارتفاعات كوهستاني تهران مستقر هستند كه از زمان اعلام حادثه تا رسوندن مصدوم سه چهار ساعتي تو راهن. چون مشكل اصلي اينه كه دستگاه‌هايي امدادي ديگه مثل اورژانس با هلال احمر كه به صورت غير رسمي حوادث كوهستانو پوشش مي‌ده هماهنگ نيستن. البته اين موضوع خيلي وقته مطرح شده اما تا حالا هيچ نتيجه‌اي نداشته .  متاسفانه دو روز پاياني هفته اگه مورد سقوط منجر به فوت نباشه اما هميشه  چندين  نفر بدلايل مختلف دچار  مي‌شن.

راستي تو مسير صعود فكر كنم يه گله سگ هم يا دنبالمون راه افتاده بودن يا از اون بالا ما و بقيه رو مي‌پاييدن. طفلي‌ها ...     

  نوشته شده در  یکشنبه هفدهم دی 1385ساعت 21:37  توسط زهرا جعفرزاده  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM