تنها نصف آنچه كه مينويسيم، منتشر ميشود
تنها نصف آنچه كه منتشر ميشود، فروخته ميشود
تنها نصف آنچه كه خريداري ميشود، خوانده ميشود
تنها نصف آنچه كه خوانده ميشود، قابل فهم است
اما ...
همان نصف قابل فهم هم نادرست برداشت ميشود !!
خسته شدم از اين همه بنويس وننويسها از اين همه بياها و بروها از اين همه تبعيضها از اين همه اطاعتها از اينهمه خودداريها، از اين همه گذشتها، از اين همه دوروييها، دروغها، رياها، بازيها، جريانها، موجها، حماقتها، نظارتها، شنودها، محدوديتها، تهديدها ترسها ....
تا كي بايد ناديده گرفت تا كي بايد ديد و ننوشت تا كي بايد شنيد و نشنيده گرفت تا كي بايد صبر كرد؟
اين جوون سه هفته پيش وقتي بعد از دو ماه دلداگي با سميه ۱۱ ساله در اقدامي اعجاب انگيز و منحصر به فرد و دور از انتظار از يك پسر ايراني در اين مدت كوتاه تصميم به ازدواج ميگيره اما از اونجايي كه عروس خانم مخالفت خانوادهاش براي ازدواج با يه پسر با اختلاف سني ۱۰ سالو اعلام ميكنه بنابراين پسر كه كارگر تخليه چاهه يه روز دختر و با خودش برميداره ميبره زادگاهش و اونجا پس از انتقال به منزل مادربزرگش يه عاقد ميياره و بدون اذن پدر دختر را به صيغه خودش درميياره!!!
بعد هم خانوادهاش، اين زوج را پاگشا كرده و همه فاميل در جريان موضوع قرار مي گيرن اين در حاليه كه در اين بين با خانواده سميه تماس گرفته مي شه و ازدواج تحميلي به آنها اعلام ميشه اونها هم غافل از ارتباط نامشروع اين زوج مراسم خواستگاريو برگزار ميكنن.
اينجا تازه اوج ماجراست. وقتي خانواده دختر تعداد مهريهها رو ۳۵۰سكه اعلام ميكنن خانواده پسر راضي به وصلت با مهريه سنگين! نميشنو و از خونه دختره ميزنن بيرون. بعد از اين ماجرا بود كه رابطه سميه و محسن فاش ميشه و ...
محسن بعد از دستگيري و بازجوييهاي اوليه وقتي مقابل ميز روانشناس پليس آگاهي ( پديدهاي خارق العاده) قرار گرفت با سادهلوحي هر چه تمامتر گفت: دختر دزدي براي ازدواج شيوه خاندان پدريامه. پدرم ، عموهام و ... همه اول دوست دختراشونو ميدزديدن و بعد خانوادههاي خود را در برابر عمل انجام شده قرار داده و در مرحله بعد مراسم رسمي خواستگاري و عروسي برگزار ميشه!
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|